شازده کوچولو
آدم ها وقتی اهلی می شن, بخوان نخوان تن به گریه می دن
شازده کوچولو
پ.ن.1: دلم هوای گریه کرده
پ.ن.2: پنجره را باز میکنم اما آسمون نه ماه داره نه ستارهالهی, عقیده هایم را از دست عقده هایم مصون بدار
آدم ها وقتی اهلی می شن, بخوان نخوان تن به گریه می دن
شازده کوچولو
پ.ن.1: دلم هوای گریه کرده
پ.ن.2: پنجره را باز میکنم اما آسمون نه ماه داره نه ستارهبخند که دنیا تاب غم تو ندارد, که چنین سبز بداد و زرد گشت از سردی اشک های تو
بخند آذر من که این دم غنیمت است
مرا در آغوش خود بگیر, بگذار تپش قلبت, گرمای تنت, حیات دوباره ی من باشد که خود بخشیده ای
نه, بگذار در این آخرین هم آغوشی جان دهم, که بی تو نتوانم سر کنم
که از سایه ها می ترسم
و وسوسه های گاه به گاه
تا فانوسم رها کنم
اما امید بستم به طلوع آفتاب.
با خود زمزمه می کنم
رهایی نزدیک است,
که مرگ سایه ها قریب است.
فانوس از دست مرهان!
جوهر قلمم را خشکانده ...
و عشق را هوس
مپنداریم!!!
در هر نگاهی
صدایی
تبسمی
چه کنم که باورم نیست این جدایی!
زل بزنم تو چشم هایت
هق هق گریه کنم!
شاید دریابی
گوشه ای از آن چه کشیدم!
هر چه بود گذشت٬ آن چه ماند همه خاطره است. تولدت مبارک.
امروز كتاب "مسيح باز مصلوب" را تموم كردم. شاهكار بود مثل "فقير آسيزي" .
باز نيكوس شك بر وجودم انداخته!
گاه آنقدر به تصورات و توهمات خود دامن می زنیم که دیر یا زود یقین می شوند و ایمانی استوار را به همراه می آورند. ایمانی خطرناک!
به قلم احسان الف
به زودی نوبت ما خواهد شد که دیگران ( با غرور ) بر سنگ قبر ما گام بر دارند تا به ( عزیز ) از دست رفته خود برسند.
احسان الف
نوروز مبارک